


نمایشنامه خرسهای پاندا و سه شب با مادوکس (کمیاب)
این کتاب از سری نمایشنامههای نشر نی است که حالا بشکل تکنسخهای توسط ناشر چاپ میگردد.
ماتئی ویسنییک (Matei Vișniec) از مهمترین نمایشنامهنویسان اروپای شرقی معاصر است که آثارش آمیزهای از تئاتر ابزورد، شعر، رئالیسم جادویی و نقد نظامهای ایدئولوژیک است. این کتاب شامل دو نمایشنامه است که از آثار شاخص او در دورهٔ فرانسویزبانش محسوب میشوند.
نمایشنامه اول:
خرس های پاندا
به روایت یک ساکسیفونیست که دوست دختری در فرانکفورت دارد
( L'histoire des ours panda racontée par un saxophoniste qui a une petite amie à Francfort )
خلاصه داستان
مردی نوازندهٔ ساکسوفون، صبحی از خواب بیدار میشود و زنی ناشناس را کنار خود میبیند. او نمیداند شب گذشته چه اتفاقی افتاده است. زن قصد رفتن دارد، اما مرد از او میخواهد که نه شب دیگر نزد او بازگردد. زن میپذیرد. نمایش از مجموعهٔ این نه دیدار شبانه شکل میگیرد و رابطهای رازآلود، شاعرانه و مبهم میان آن دو پدید میآید.
تعداد شخصیتها:
تعداد شخصیتها
دو شخصیت اصلی:
«او» (مرد / نوازندهٔ ساکسوفون)
«او» (زن ناشناس)
در اجراها معمولاً فقط همین دو بازیگر حضور دارند.
تمهای اصلی
عشق و تنهایی
گذر زمان
جستجوی معنا در زندگی
مرز میان واقعیت و خیال
حافظه و فراموشی
مرگ و ناپایداری وجود
در واقع پرسش اصلی نمایش این است که آیا این زن واقعاً وجود دارد یا تجسمی از رؤیا، مرگ، یا تمنای رهایی است.
ویژگیهای سبکی:
تئاتر ابزورد متأثر از Eugène Ionesco و Samuel Beckett
گفتوگوهای مینیمال و رمزآلود
ساختار اپیزودیک (نه شب)
فضای رؤیاگونه و سوررئالیستی
حذف علت و معلول کلاسیک
بسیاری از منتقدان فرانسوی این اثر را نوعی «افسانهٔ عاشقانهٔ متافیزیکی» دانستهاند.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۲. «سه شب با مادوکس»
( Trois nuits avec Madox )
خلاصه داستان
داستان در یک بار ساحلی کوچک میگذرد. شخصیتهای مختلف ادعا میکنند که سه شب گذشته را با فردی مرموز به نام «مادوکس» گذراندهاند. نکتهٔ عجیب این است که روایتهای آنان با یکدیگر ناسازگار است و هر کدام مدعیاند حقیقت را میگویند. به تدریج مشخص میشود که شاید اصلاً هیچ حقیقت قطعیای وجود نداشته باشد.
تعداد شخصیتها
طبق نسخهٔ فرانسوی انتشارات Lansman:
۵ شخصیت
برونو (صاحب بار)
گروبی (نگهبان فانوس دریایی)
راننده تاکسی
زن روسپی
ملوان
و البته «مادوکس» که بیشتر به صورت غیاب/حضور معماگونه عمل میکند
تمهای اصلی:
حقیقت و نسبیت آن
هویت
روایت و دروغ
میل انسان به اسطورهسازی
تنهایی انسان مدرن
پوچی و بیثباتی واقعیت
منجیگرایی
نمایش مدام این سؤال را مطرح میکند: «چه کسی حقیقت را میگوید؟» و در نهایت شاید مهمتر از پاسخ، خودِ راز باشد.
سبک:
ابزوردِ روایی
طنز سیاه
فضای پلیسیِ ساختگی که هرگز به حل معما نمیرسد
گفتوگوهای دوری و پارادوکسیکال
تأثیر آشکار از بکت و یونسکو
ویسنییک در این نمایش از قالب داستان جنایی استفاده میکند، اما برخلاف آثار پلیسی، هرچه جلوتر میرویم معما پیچیدهتر میشود و حقیقت دورتر.

