


کتاب مجوس شمال
یوهان گئورگ هامان، دوست و هم دانشگاهی کانت، غول بزرگ فلسفی قرن هجدهم پروس (آلمان) امروزی بود.
آیزایا برلین چرا شیفتهی این متفکر نهچندان مشهور شد؟
بنظر میرسد همهچیز به لقبی بازمیگردد که به هامان داده بودند: جادوگر شمال!
مردی که همچون کانت هرگز ازدواج نکرد! ولی چهار فرزند داشت و باز هم مثل کانت پروتستان بود، اما نگاهی انتقادی به تئولوژی کتاب مقدس داشت.
چرا آیزایا برلین شیفته او شد؟
برلین میگوید هامان اولین کسی بود که هشدار داد:
«انسان فقط موجودی منطقی نیست.»
او معتقد بود ما پیش از آنکه استدلال کنیم، زبان داریم؛ پیش از آنکه نظریه بسازیم، تجربه میکنیم؛ و پیش از آنکه به عقل تکیه کنیم، در دل یک فرهنگ، تاریخ و سنت زندگی میکنیم.
امروز بسیاری از پژوهشگران معتقدند هامان، با وجود گمنام بودن، بر متفکرانی مانند هردر، کییرکگور، نیچه و حتی بهطور غیرمستقیم بر هایدگر و ویتگنشتاین اثر گذاشته است.
شاید جذابترین بخش زندگی هامان همین باشد: فیلسوفی که تقریباً تمام عمر در حاشیه ماند، اما اندیشهاش بعدها مسیر فلسفه اروپا را تغییر داد.

